
نماز جمعه این هفته شهرستان کرج به امامت حضرت آیت الله کازرونی عضو مجلس خبرگان رهبری و نماینده ولی فقیه و امام جمعه کرج اقامه گردید.
در خطبه اول پس از توصیه به تقوی، با نگاهی به زندگانی امام هادی علیه السلام فرمودند:
محبت به دودمان پیامبر یکی از سرمایه های بزرگ جهان اسلام است. حقیقتی که در قرآن نیز بعنوان مزد رسالت از آن یاد شده ، قل لا اسئلکم علیه اجراً الا الموده فی القربی البته محبت کامل تبعیت را هم بدنبال دارد و اگر چنین شود آدمی در زمره شیعیان آنان فرا می گیرد و البته در مراحل پائین تر نیر محبت بی اثر نمی باشد هبه الله بن ابی منصور موصلی می گوید:در دیار ربیع نصرانی بود که نامش یوسف بن یعقوب بود و بین او و پدرم دوستی برقرار بود یک روز نزد پدرم آمد وگفت: متوکل مرا احضار کرده و نمی دانم که از جان من چه می خواهد ولی من نذر کردم که 100 دینار تقدیم علی ابن محمدبن الرضا علیه السلام کنم و این پول همراهم می باشد او رفت و سپس وقتی مراجعت کرد پرسیدیم چه شد؟ گفت: من به سامرا رسیدم و هرگز به آن شهر قبلاً قدمی نزده بودم و دوست داشتم پول را به ابن الرضا برسانم و می ترسیدم از کسی سوال کنم. توکل به خدا کردم و مرکب را حرکت دادم تا اینکه جائی توقف کرد. در زدم. پرسیدم خانه کیست؟ گفتند: خانه ابن الرضا. گفتم: الله اکبر این نشانه خوبی است. ناگاه دیدم خادمی بیرون آمد و پرسید: تو یوسف بن یعقوب هستی؟ گفتم:آری. مرا بر در دهلیز خانه نشاند. پیش خود گفتم این دلالت دوم اسم مرا از کجا فهمید نام پدر مرا از کجا می دانست کسی در این شهر مرا نمی شناسد. خادم آمد و گفت: آن صد دیناررا بده. به او دادم. گفتم: این نشانه سوم . سپس فرمود: داخل شو. داخل شدم . حضرت فرمود: ای یوسف براهین آشکار بر تو واصح شد. عرضکردم آری براهینی روشن. حضرت فرمود: تو اسلام نمی آوری ولی فرزندت مسلمان و از شیعیان ما خواهد بود. فرمود: یا یوسف ان قوماً یزعمون ان ولایتنا لا تنفع امثالک کذبا والله انها لتنفع امض فیما وفیت لک فانک ستری ما تحب.گروهی هستند که گمان می کنند محبت ما به شما نفعی نمی رساند دروغ می گویند. محبت ما نافع است حتی برای شما به سمت کار خود برو انشاء الله به آنچه دوست داری خواهی رسید.او می گوید: رفتم نزد متوکل و به آنچه می خواستم رسیدم. هبه الله می گوید: خداوند به او پسری داد که بعد از او مسلمان و شیعه شد و همیشه می گفت: انا مومن ببشاره مولای.1
اطلاع امام از غیب:
ـ سعید حاجب متوکل می گوید: متوکل بنابر عداوتی که بر اهل بیت داشت همیشه آنان را اذیت می کردو تلاش می کرد آنان را نزد خلائق بی اعتبار گرداند. یک بار امر کرد که علی بن محمد علی بن موس الرضا علیه السلام روزی دوبار پیاده به سلام بیاید. فتح بن خاقان وزیر به او گفت: ایشان را معاف کن. خلایق تو را ملامت می کنند و اگر چنین حکمی می کنی پس حکم کن که تمام اکابر و معاریف پیاده بیایند. متوکل چنین حکمی کرد. سعید می گوید: در آن روز علی بن محمد بن علی علیه السلام را دیدم که پیاده می آید. غرق عرق و غبار بر رخسار همایونش نشسته چون به دهلیز دارالخلافه در آمدمن پیش او رفته سلام کردم و با ردای خود از روی مبارکش غبار را پاک کردم گفتم : یابن رسول الله علیه السلام پسر عمت را از این امر جز اذیت شما چیر دیگری نبود فرمود: دست از این سخن بدار تمتعوا فی دارکم ثلاثه ایام ذلک وعد غیر مکذوب . او می گوید: به خانه رفتم و مردی معلم که در اتاق من بود و اطفال را تعلیم می نمود و مذهب اثنی عشری داشت و گاه با او مطایبه می کردم و او را رافضی خطاب می نمودم آن روز او را مخاطب قراردادم و گفتم ای رافضی امروز امام تو چنین فرمود. وی گفت: ای سعید من مدتی است نمک تو را خورده ام به خدا بر تو سوگند که این سخن از خود حضرت شنیدی. گفتم: آری. گفت: ضبط اموال کن و در مهمات خود سعی نما و آن چه کردنی است انجام ده که بعد از سه روز دیگر متوکل می میرد و یا او را می کشند. من وی را دشنام دادم و او را از نزد خود دور کردم. بعد از لحظه ای به خود گفتم مرا چه زیان این سخن را گوشم کنم وشرط احتیاط را بجای آوردم. بعد از سه روز متوکل را کشتند.2
ای دل از پست وبلند روزگار اندیشه کن در برومندی ز قحط برگ وبار اندیشه کن
از نسیمی دفتر ایام بر هم می خورد از ورق گردانی لیل و نهار اندیشه کن
روی در نقصان گذارد ماه چون گردد و تمام چون شود جام تو لبریز از خمار اندیشه کن
---------------------------
1ـ کشف الغمه/197.
2ـ زینت المجالس /186.
زخم می باشد گران شمشیر لنگردار را زینهار از مردمان بردبار اندیشه کن
می توان از نبض پی بردن به احوال درون مرد دریا نیستی از جویبار اندیشه کن
2ـ گروهی از اهل اصفهان از جمله ابوالعباس احمد بن نضروا بوجعفرمحمد بن علویه می گویند در اصفهان مردی بود به نام عبدالرحمان از او پرسیدند در این روزگار چه سبب شده که تو شیعه هستی؟ گفت: شاهد چیزی بودم که آن را بر من واجب کردو آن اینکه من مردی فقیر بودم با زبانی گویا و جرأتی بسیار سالی از سالها اهل اصفهان مرا با عده ای دیگر برای دادخواهی به بارگاه متوکل فرستادند. روزی در بارگاه متوکل بودیم که فرمان احضار علی بن محمد علیه السلام صادر شد. پرسیدم: این شخص کیست؟ گفتند: مردی علوی است و رافضیان به امامتش اعتقاد دارند. سپس گفتند: متوکل او را احضار کرده تا او را بکشد. گفتم:می ایستم تا ببینم که این شخص کیست؟ دیدم ابیشان سوار بر اسب آمد در حالی که مردم اطرافش ایستاده بودند و او را تماشا می کردندولی او سرش را پائین افکنده بود .همین که او را دیدم به او علاقه پیدا کردم در دلم گفتم خدا او را از شر متوکل نجات دهد. او را دیدم که توجهی به اطراف نمی کرد و من مشغول دعا بودم برای او همینکه از کنار من رد شد فرمود: خداوند دعایت را مستجاب کرد وعمرت را طولانی نمودو ثروت و اولادت را بسیار و فراوان کرد. به خود گفتم: این کیست که این چنین ازدل من خبر دارد؟ بر خود لرزیدم وبر زمین افتادم . یاران آمدند و پرسیدند: چه شده؟ چیزی نگفتم. بعد از آن به اصفهان بازگشته خدا آنقدر به من ثروت داد که ارزش آن را سخت می توان محاسبه کرد وده فرزند به من عنایت کرد و اکنون عمرم به هفتاد و چند سال رسیده و تا حال به امامت او قائل هستم چه اینکه هم راز دل مرا خواند وهم برایم دعا کرد و دعایش نیز مستجاب شد.1
توجه به سرمایه های معنوی:
ما انسانها معمولاً توجهی به سرمایه های معنوی نداریم بیشتر بر اساس مادیات و سرمایه های مادی حساب و کتاب می کنیم و این کاملاً اشتباه است.
ابوهاشم جعفری می گوید: تنگدستی بسیار سختی به من رسید. خدمت ابی الحسن علی بن محمد علیه السلام رفتم. اجازه ورود داد. هنگامی که نشستم فرمود: ای اباهاشم کدام نعمت خدای عز و جل را برخود می خواهی شکر کنی. زبانم بند آمدو نمی دانستم چه جوابی بدهم. حضرت فرمود: رزقک الأیمان فحرم بدنک علی النار و رزقک العافیه فاعانک علی الطاعه و رزقک القنوع فصانک عن التبذل.خداوند به تو ایمان داد و از این طریق بدنت را بر آتش حرام کرد و به تو عافیه داد و ازاین طریق تو را بر بندگی و طاعت کمک کرد و به تو قناعت داد تا از ریختن آبرویت جلوگیری کند.بعد فرمود: من به این جهت با تو این چنین سخن گفتم که گمان بردم می خواهی نزد من از کسی که این همه لطف و محبت در حق تو کرده شکایت کنی در ضمن دستور دادم صد دینار به تو بدهند آن را بگیر. 2
------------------------
1ـ بار ج50/141 باب 3ح26.
2ـ بحار ج 50/129باب 3/7
خطبه دوم:
در خطبه دوم پس از توصیه به تقوی به بیان مناسبت ها پرداخته و فرمودند: روز 31 خرداد 60 خورشیدی شهادت دکتر چمران است که از بزرگترین فرماندهان زمان جنگ با عراق بود و در منطقه دهلاویه به شهادت رسید. او بعد از تحصیل در دانشکده فنی دانشگاه تهران سال 37 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریکا اعزام شد و در دانشگاه برکلی به تحصیل پرداخت و موفق به اخذ دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما شد. او از 15 سالگی با حضور در تفسیر آیه الله طالقانی و درس فلسفه و منطق شهید مطهری به غنای اسلامی خود افزود. او در نهضت ملی شدن صنعت نفت حضور داشت ودر آمریکا انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا را برنامه ریزی کرد. بعد از 15 خرداد 42 به مصر رفت و 2 سال دروه های چریکی آموخت وسپس به لبنان رفت و حرکت محرومین و سازمان امل را همراه با امام موسی صدر تشکیل داد. بعد از پیروزی انقلاب به ایران بازگشت و نقش او در آزاد سازی پاوه فراموش شدنی نیست و مدت زمانی هم در وزارت دفاع بود وبا آغاز جنگ تحمیلی ستاد جنگ های نامنظم را تشکیل داد تا بالاخره در این راه به شهادت رسید. مناجات های عارفانه او نشان از عمق دیانت و تقوای او دارد.
عضو مجلس خبرگان رهبری به مناسبت هفته قوه قضائیه فرمودند: نقش قوه قضائیه در مملکت و حفظ امنیت و آرامش جای تردید نیست.درروایات وارد شده که اجرای یک حدّ برای ملّتی از چهل روز بارش باران برکت و خیرش بیشتر است چه اینکه سرسبزی و فراوانی روزی در صورتی مطلوب است که امنیت باشد. اگر امنیت نباشد نعمت ها ، نعمت نخواهند بود ویا کم اهمیت است. ابراهیم پیامبر علیه السلام وقتی خاندان خودش را در کنار بیت قرار داد دعا کرد.رب اجعل هذا البلد آمنا و ارزق اهله من الثمرات . قبل از درخواست ثمرات آمنا را مطرح می کند چون امنیت سنگ اساسی زندگانی است. البته دین با سیستم جزائی به تقویت ایمان افراد نمی پردازد آن را باا عتقاد و به بهشت و جهنم و ادبیات خاص خود محقق می کند ولی همیشه در جامعه هستند عده ای که به حق و حقوق خود قانع نیستند و تعدی می کنند باید برای جلوگیری از تعدی آنها قوه قضائیه و دیگر نیروهای مربوط اقدام کنند .کشور نیازمند قوه قضائیه مستقل و قاضیان متدین و فهیم است و مردم هم باید بدانند که قاضی مثل یک کور میان دو بینا است که بر اساس قوانین قضاوت می کند. چه بسا قضاوت قاضی طبق واقع نباشد مردم خود باید متدین باشند و امیدواریم که مشکلات قوه قضائیه برطرف شود و مردم به حق و حقوق خود برسند و یاد مرحوم شهید بهشتی را گرامی داشتند.
خطیب جمعه به بحث غزه پرداخته وفرمودند: با تلاش مردم آزاده جهان و فشارهای افکار عمومی اکنون سخن از شکسته شدن محاصره غزه است که صبح دیروز تل آویو موافقت خود را با کاهش محاصره نوار غزه اعلام کرد. بیانیه ای دفتر نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی منتشر کرده که چون قبلاً مصالح ساختمانی مثل سیمان و فولاد برای استفاده در ساخت سلاح و استحکامات نظامی بکار می رفت و اجازه نمی دادند اکنون با نظارت بین المللی مصالح ساختمانی مورد نیاز برای ساخت پروژه های شهری مجاز می باشد البته آنان منافقانه حرف می زنند خود روزنامه های آمریکائی که متحد اینها هستند مثل آسوشیتدپرس می گوید: در بیانیه آنها اشاره ای به جوانب دیگر دردناک محاصره نشده لذا باید تلاش کرد تا این محاصره شکسته شود.
مردم ایران نیز در حال جمع آوری کمک به غزه هستند و مردم ولایت مدار و فهیم کرج هم آمادگی خود را اعلام نموده اند و هلال احمر اعلام کرده آماده دریافت کمک های مردمی برای ارسال به غزه می باشد.
|
تصاویر اضافی خبر:
| |
|