 |
| نویسنده |
پیام |
admin1
|
|
ارسال شده: یكشنبه، ۱۳ تیر ۱۳۸۹
|
|
عضو شده: چهارشنبه، ۰۷ آذر ۱۳۸۶
ارسالها: 114
وضعیت: حاضر نیست
|
|
شخصیت و فضائل امام موسی بن جعفر علیه السلام
امام صادق علیه السلام در حق او فرمود:ولدی موسی شبیه عیسی بن مریم و فیه علم الحکمه و الفهم و السخاء و المعرفه بما یحتاج الناس الیه فیما اختلفوا فیه من امر دینهم و فیه حسن الخلق و الجوار و هو باب من ابواب الله.فرزندم موسی شبیه به عیسی بن مریم می باشد و فرمود: در دانش حکمت و فهم و سخاوت و معرفت به آنچه که مردم نیاز دارند خداوند به ودیعت نهاده و او دارای حسن خلق و نیکی در مجاورت است و او بابی از ابواب خداوند می باشد.1
تواضع و فروتنی: امام بر مردی سیاه چهره و بد منظر عبور کرد بر او سلام داد و نزدش نشست و با وی صحبت طولانی کرد و از او خواست تا حوائج خود را بگوید تا امام قیام به حاجت او کند و بر خاست و حرکت کرد . عده ای این صحنه را نپسندیدند و اعتراض کردند که چرا با او چنین کردید در حالی که او باید از شما بخواهد تا قیام به حوائج شما کند. امام فرمود:
عبد من عبیدالله واخ فی کتاب الله و جار فی بلاد الله یجمعنا و ایاه خیر الأباء آدم و افضل الأدیان الأسلام و لعل الدهر یرد عن حاجتنا الیه فیرانا بعد الزهو علیه متواضعین بین یدیه.او بنده ای از بندگان خداوند و برادر دینی و همسایه ماست که بهترین پدر یعنی حضرت آدم پدر ماست و دین ما اسلام است که بهترین دین می باشد و چه بسا روزگار نیاز ما را به سمت او ببرد و ما چاره ای جز تواضع در برابر او نداشته باشیم.2 توجه به بخشی از زندگانی امام می تواند بیانگر راه و وظیفه ما در این عصر و زمان باشد.
کظم غیظ و بردباری:
از بارزترین حسنات امام کظم غیظ امام است که به آن معروف است. شخصی از نوادگان عمر بن خطاب به امام جسارت می کرد و حتی به علی بن ابیطالب جسارت می کرد. برخی از یاران امام خواستند که او را از بین ببرند. حضرت اجازه نداد. از او پرسید: که کجا زندگی می کند؟ گفتند: در نواحی مدینه زراعت می کند. حضرت سوار مرکب شد و به سمت او رفت. او را در مزرعه یافت. سر امام داد زد که زراعت ما را خراب نکن. حضرت اعتنا نکرد. حضرت خود را به او رساند و فرمود:
کم غرمت فی ذرعک هذا؟ چه مقدار هزینه کردی؟
ـ مأئه دینار. صد دینار.
کم ترجون ان تصیب منه؟چه مقدار امید داری که برداشت کنی.
ـ انا لا اعلم الغیب.من علم غیب ندارم.
انما قلت لک کم توجو ان بحیئک منه؟پرسیدم چه مقدار امید داری.
ـ ارجو ان یحیئنی منه مائتا دینار.امید دویست دینار را دارم.
ـ فاعطاه ثلاثماه دینار و قال هذه لک وزرعک علی حاله.امام 300 دینار به او داد و فرمود: زراعت تو بر حال خود باقی است.
او متغیر شد و خجالت کشید. امام او را به حال خود رها کرد و سمت مسجد آمد.قبل از امام او رسیده بود. وقتی امام را دید گفت: الله اعلم حیث یجعل رسالته.حضرت رو به اصحاب کرد و فرمود: ایما کان خیراً به ما اردتم او ما اردت ان اصلح امره بهذا المقدار.کدام یک بهتر بود کاری که شما می گفتید که او را از بین ببرید یا این کاری که من کردم.3
عبادت امام و تأثیر آن بر کنیزی که هارون فرستاده بود، هارون برای اینکه هیبت و عظمت امام را در هم بشکند کنیز زیبا چهره ای را فرستاد تا در کنار امام باشد و موجب افتتان امام شود. وقتی کنیز را آوردند. امام فرمود به هارون بگوئید: بل انتم بهدیتکم تفرحون و لا حاجه لی فی هذه ولا فی امثالها. شما به هدیه خود خوشحالید ولی من نیازی به آن و امثال آن ندارم.فرستاده هارون رفت و کنیزرا هم برد. هارون عصبانی شد و گفت: کنیز را برگردانید و بگوئید نه با رضایت تو ، تو را این جا حبس کردیم و نگه داشتیم نه با رضایت تو این جاریه را اینجا قرار می دهیم برو و کنیز را همان جا رها کن و بیا او چنین کرد.
---------------------------
1ـ حیاه الامام موسی بن جعفر علیه السلام باقر شریف قرنی ج 1/165.
2ـ حیاه الامام موسی بن جعفر ،باقر شریف قرشی ج 1/177.
3ـ تاریخ بغداد ج13/28و 29.
هارون مأموری گذاشته بود که حال امام را رصد کند. وقتی نگاه کرد دید کنیز هم سر سجده گذارده ودر سجده می گوید: قدوس ، قدوس.
گزارش به هارون رسید. دستور داد کنیز را بیاورند. او را در حالی که بدنش می لرزید . نزد هارون آوردند. هارون پرسید: این چه کاری است که می کنی؟ گفت من نزد امام رفتم. او در نماز بود تا اینکه فرصتی پیدا کردم گفتم من در خدمت شما هستم. حضرت فرمود: من به تو حاجتی ندارم به آن ناحیه نگاه کن. نگاه کردم دیدم باغی است بسیار مصفّی که ابتداء و نهایت آن معلوم نیست و تزئین شده در آن جا زیبا رویانی دیدم که هرگز مثل آنها را ندیده بودم و نعمت های فراوان که به چشم می خورد. سجده کردم و دیگر متوجه نشدم تا این خادم مرا از سجده بلند کرد وآورد.هارون گفت: شاید خواب دیدی؟ گفت: نه قبل از سجده دیدم و بخاطر همین سجده کردم . هارون دستور حبس او را داد تا خبر منتشر نشود و او هم در زندان مشغول عبادت شد و همیشه می گفت: عبد صالح را چنین دیدم.1
وصیت عمومی امام:
اجتهدوا فی ان یکون زمانکم اربع ساعات ساعه لمناجاه الله وساعه لأمرار معاش و ساعه لمعاشره الأخوان و الثقات الذین یعرفونکم عبوبکم و یخلصون لکم فی الباطن و ساعه بخلون فیها للذاتکم فی غیر محرم و بهذه الساعه تفدرون علی الثلاث ساعات و لا تحدثوا انفسکم بفقر ولا بطول عمر فانه من حدث نفسه بفقر بخل ومن حدثها بطول العمر یحرص اجعلوا لأنفسکم حظاّ من الدنیا باعطائها ما تشتهی من الحلال و ما لا یعلم المروه و ما لا سرف فیه و استعینوا بذلک علی امور الدین فانه روی لیس منا من ترک دنیاه لدینه او ترک دینه لدنیاه.تلاش کنید که زمانتان را بر چهار گونه تقسیم کنید، ساعتی را برای مناجات خداوند و ساعتی را برای امرار معاش و ساعتی را برای معاشرت با دوستانی که مورد اعتماد هستند و عیوب شما را برایتان بازگو می کنند و خالصانه با شما هستند و ساعتی را برای بهره مندی از لذات حلال که بوسیله این ساعات می توانید دیگر ساعات خود را تنظیم کنید و هرگز حدیث نفس به فقر و سول عمر نکنید چه اینکه حدیث نفس به فقرآدمی را بخیل می کند و حدیث نفس به طول عمر آدمی را حریق می کند از دنیا بهره بگیرد و ازحلال الهی بهره مند شوید بگونه ای که خلاف مروّت نباشد و نیز اسراف دیده نشود و چنین روایت شده که از ما نیست کسی که دنیا رابخاطر دین ترک کند و یا دینش را بخاطر دنیا ترک نماید.2
آخرین ساعات: وقتی مدت حبس امام زیاد شد در شبی امام برخاست. تجدید طهارت کرد و 4 رکعت نماز خواند و این دعا را نجوی کرد.یا سیدی نجنّی من حبس هارون و خلّصنی من یده یا مخلص الشجر من بین رمل و طین و یا مخلّص النار من بین الحدید و الحجرو یا مخلّص اللبن من بین فرث و دم و یا مخلّص الولد من بین مشیمه و رحم و یا مخلٌص الروح من بین الأخشار و الأمعاء خلّصنی من ید هارون.ای خدای من مرا از حبس هارون نجات بده ای خدائی که درخت را از میان گل و سنگ و آتش را ازمیان آهن و سنگ و شیر را از میان چرک و خون و فرزند را ازمیان رحم و روح را از میان اعضاء آدمی نجات می دهی خدایا مرا نیز از حبس هارون نجات بده.3
------------------------
1ـحلبی مناقب آل ابی طالب 4/322.
2ـ تحف العقول /409.
3ـ عیون اخبار الرضا 1/94ح13. |
|
|
| |
|
|
|
 |
|
|
|
|